پسران گرانقدر، مادر پاک مریم، مادر همه ملتها، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، یاری ستمدیدهها و مادری رحمتآمیز برای تمام فرزندان زمین — نگاه کنید پسران، او دوباره این شب به شما میآید تا از شما عشق بکند، برکت دهد و دعاهای شماست را طلب کند.
همه جهان در دعای صلح بین اسرائیل، آمریکا و ایران شرکت کنند!
آنها به اقدامات سختتیرهٔ دست زدهاند، و همانطور که قبلاً گفته بودم، آمادهٔ آغاز حملهای هستند که عمدتاً مناطق مسکونی بسیاری را هدف قرار میدهد؛ و مانند آنچه شما خوب میدانید، مراکز فرماندهی در ایران میان خانههای مدنی واقع شدهاست؛ این یک تاکتیک است تا آنها که هجوم برمیگذارند نیز به غیرنظامیان ضربه بزنند، و این باعث ایجاد هیجانات میشود.
دعا کنید پسران; در دلهای خود مانند من درد را تحمل کنید!
چقدر کودک کوچک افتادهاند — مردان، زنان و کودکان!
این شب طولانی نماندیم زیرا باید راهها را برای فرار باز کنیم تا آنها به نجات برسند.
با دل خونین من از همه ملتهای زمین درخواست میکنم: “به دل غمگین من نزدیک بمانید، همه شما!”
ستم به پدر، پسر و روحالقدس
برکت مقدس خود را بر شماست میدهم و از گوش دادن به من تشکر میکنم.
دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید!!
عیسی ظاهر شد و گفت
خواهر، من مسیح هستم که به تو میگویم: تو را در سهقُدُسِ من مبارک میکنم، که پدر است، من پسر، و روحالقدس! آمین..
او باید بر همه مردم زمین نازل شود، گرم، مقدس، تقدیسکننده و وحشتآور؛ تا آنها را به این واقعیت بیاعتبار کند که چقدر لحظهای حساس روی زمین است.
از چیزهای کوچکتر پراکنده نشوید; ببینید چه اتفاقی میافتد — چند برادر، خواهر و فرزندتان زیر بمبها سقوط کردهاند! بیگناهند اما قدرتمندان به آنها اهمیت نمی�یبده.
به همه مردم زمین میخوانم: “برای تمام کسانی که در جنگهای خود افتادهاند و نزدیک به آسمان هستند، دعا کنید. از چیزهای کوچکتر دست برید؛ این زمان بسیار تاریک برای کل کره زمین است. این جنگها ممکن است تبدیل به جنگ جهانی شود، بنابراین باید چیزها را کنار بگذارید و بیشتر متحد شوید. در این لحظه، وحدت شما و دعایتان حیاتیست. با یکدیگر صادقانه و پاک باشید; تردیدی نکنید، از عذرخواهی استفاده نکنید، و از چشمهای من ببینید!”
تو را در سهقُدُسِ من مبارک میکنم، که پدر است، من پسر، و روحالقدس! آمین..
خداونده همه به سیاه پوشیده بود؛ تاج دوازده ستارهای را بر سر نداشت، دردناکی با دستهای خود روی سینهاش چپیدار شده بود; اشک خون از چشمش جاری شد و زیر پایش یک حوضچه خون وجود داشت.
مسیح پوشیده به جوراب خاکستری بود؛ چون ظاهر شد، ما را دعا پدرمان خواندند؛ دردناکی با دستهای خود روی سینهاش چپیدار شده بود; در دست راستش یک عصا از درخت داشت و زیر پایش دود سیاه فراوان وجود داشت.
امشب آسمان تاریک بود، و همه فرشتگان، ارخانژلها و قدیسین در دعا بودند.